لباس‌های محلی زنان گیلان را می‌توان به سه بخش شرق، غرب و مرکز تقسیم‌بندی کرد. لباس زنان شرق گیلان به لباس «قاسم‌آبادی»، لباس زنان غرب گیلان «تالشی» و لباس زنان مرکز گیلان با عنوان «رسوخی» معروف است. لباس «رسوخی» بیشتر در شهر ماسوله دیده می‌شود که یادگار زمان قاجار است و از شهرهایی مانند زنجان به گیلان رسوخ کرده است. پارچه‌هایی که در لباس زنان شرق و غرب گیلان به کار می‌رود نیز متفاوت است. در لباس زنان غرب گیلان متن پارچه‌های لباسی دارای گل‌های رنگارنگ و درشت است در حالی که در لباس زنان شرق گیلان زمینه پارچه ساده و یکرنگ است و تزئینات آن از نواردوزی‌هایی با رنگ‌‌های مختلف تشکیل شده است. هر چه به کوهپایه‌های گیلان نزدیک‌تر می‌شویم، نوع پارچه ضخیم‌تر می‌شود مثلاً ساکنان دیلمان بیشتر از پارچه مخمل استفاده می‌کنند و آن‌هایی که در جلگه زندگی می‌کنند، لباس‌هایشان از جنس ابریشم است.

لباس زنان غرب گیلان دارای زنان غرب گیلان دارای زیبایی خاص و منحصر به فردی است. لباس زنان تالشی در نمای کلی و در غربی‌ترین منطقه تالش شامل روسری یکدست سفید، جلیقه که گاهی با سکه‌های درشت تزئین می‌شود، پیراهن بلند تا مچ پا و دامنی که در فارسی شلیته و در زبان محلی شلار نامیده شده و زنان تالشی چند شلار را روی هم می‌پوشند. بلندی پیراهن و شلیته مشخص‌کننده بخش‌های مختلف غرب گیلان است به طور مثال در غربی‌ترین منطقه تالش (هشتپر) پیراهن بلند و در ماسال پیراهن کوتاه تا بالای زانو می‌باشد.

لباس زنان شرق گیلان و منطقه قاسم‌آباد در شهرستان رودسر دارای ویژگی فرهنگی خاصی است. لباس زنان قاسم‌آباد به دلیل تنوع رنگی زیاد و جذابیت بالا بسیار معروف بوده و عمومیت پیدا کرده است به طوری که نشانه‌هایی از این لباس در نقاط دیگر جلگه شرق گیلان دیده می‌شود. این لباس شامل یک روسری زیرین به نام «مندیل» می‌باشد که به جای آن از کلاه نیز استفاده شده و با تعداد زیادی سکه در قسمت پیشانی تزئین می‌شود. البته این کلاه مختص قاسم‌آباد نیست. جلیقه آن مانند جلیقه‌های دیگر است با این تفاوت که با سکه تزئین می‌شود. پیراهن قاسم‌آبادی تفاوت خاصی با پیراهن‌های نقاط مختلف گیلان دارد.

لباس‌های دیلمان نیز بسیار زیبا دوخته می‌شود. ویژگی‌های این لباس عبارتند از استفاده از دوخت‌های ابتدایی که سطح لباس را به حالت گسترده‌ای با نخ‌های رنگی و به وسیله دست بخیه ساده می‌زدند، طرح گل و گلدان و ماه و ستاره که در معماری ایران استفاده می‌شده از جمله طرح‌هایی است که به همراه طرح زیگزاگ در این لباس وجود دارد. همچنین در دیلمان نوعی از دامن زنانه با حفظ نشانه‌های تاریخی آن از پارچه مخمل دوخته می‌شود. لباس دیلمانی سراسر سکه‌دوزی شده است.

به طور کلی لباس محلی بانوان گیلانی به واسطه تنوع رنگ و نوع پوشش، یکی از بهترین انواع لباس‌های محلی ایران است.

لباس مردان استان گیلان

سرپوش مردانه (کلاه): کلاه پوششی است که مردان از پوست، شال و پارچه به شکل‌های مختلف می‌دوزند و بر سر می‌گذارند. کلاه‌های مردان گیلانی کلاهی است که در روستاها استفاده می‌شود که در نواحی مختلف استان متفاوت است.

کلاه مردان غرب گیلان عبارتست از شال کلاه که از پارچه پشمی به رنگ مشکی و رنگ‌های متمایل به آن بافته می‌شود و در زمستان مورد استفاده قرار می‌گیرد. از این کلاه چوپانان نواحی غرب گیلان نیز در زمستان استفاده می‌کنند. کلاه چالگیزی یا چلگیزی کلاه که در نواحی کوهستانی هشتپر استفاده می‌شود. کلاه ترک‌دار یا چهارگوش که از جنس پارچه سفید است و در تابستان مورد استفاده قرار می‌گیرد و کلاه عرق‌چین که سرپوش توری شکل و به رنگ سفید است و در تابستان و در هنگام خواب کاربرد دارد. کلاه مردان شرق گیلان نَمَت کلاه نامیده می‌شود که از جنس نمد بوده و به شکل تخم‌مرغی بلند، کوتاه و یا چهارگوش است. این کلاه خردلی رنگ را در روز عروسی بر سر داماد قرار می‌دهند. چوپانان نواحی شرق گیلان از کلاهی به نام پوستین کلاه استفاده می‌کنند که از پوست بره دوخته می‌شود. مردان در هنگام ماهیگیری و زراعت در شالیزار، از کلاه حصیری استفاده می‌کنند.

تن‌پوش مردانه: مردان در استان گیلان در مواقع مختلف از پیراهن‌های مختلف استفاده می‌کنند. نوعی از آن‌ها، پیراهنی از جنس پارچه نخی به رنگ سفید یا آبی است که دارای یقه ۳ سانتی بوده و از جلو باز می‌شود. این پیراهن دارای آستین راسته با مچ است. نوعی دیگر از پیراهن توسط چوپانان مورد استفاده قرار می‌گیرد که در شرق گیلان به چپ یقه موسوم است. کِش پیرهن نیز نوعی پیراهن زیر است که در زمستان و پاییز پوشیده می‌شود. در مواقع عروسی دامادها نوعی پیراهن به تن می‌کنند که به رنگ سفید می‌باشد ولی در روستای قاسم‌آباد قرمز رنگ است و شال قرمزی نیز بر روی آن بسته می‌شود.

چوپان‌ها پوششی بلند به نام «باشلاق» بر تن می‌کنند که آب را از خود عبور نمی‌دهد و از برش زدن پارچه‌ بافته شده (پشم شال) به دست می‌آید. ایشان در روز از پوشش کوتاه‌تری به نام «کولاگیر» و در شب از نوع دیگری به نام «شولا» استفاده می‌کنند که هر دو به صورت نمدمالی تهیه می‌شود.

جلیقه: جلیقه را که به آن جلقته یا جلقده می‌گویند، برای فصول پاییز و زمستان از جنس شال و برای بهار و تابستان از پارچه‌های نازک‌تر می‌دوزند.

شلوار: در غرب گیلان شلوار مردان تالش که آن را شلار می‌گویند دارای دمپای تنگ و اغلب به رنگ سیاه، شیری و فلفلی است و جنس آن از پشم می‌باشد. مردان در شرق گیلان نیز شلواری که دمپای آن برای پیرمردان لوله‌ای ساده و برای جوانان دکمه‌ای است می‌پوشند که رنگ آن تیره می‌باشد. در گذشته در قاسم‌آباد رودبار نیز سرشلوار مردانه‌ای به نام قدک می‌دوختند که نوع پارچه آن نخی و رنگ آن مشکی یا سرمه‌ای بود. در غرب و شرق گیلان نیز شلوار تنگی به نام تنگِ تومان رایج بوده است که مردان به هنگام رفتن به جنگل یا مزرعه می‌پوشیدند. در استان گیلان شلوار تنگ چسبانی به نام «دیج» که دارای لیفه‌ای معروف به بندی تومان بود، رواج داشت که بعدها مدل این شلوارها سه دکمه شد و آن را با کمر بند می‌بستند. این شلوار معروف به پیش پولوک یا پیش پولیک یا شلوار جلو دکمه‌دار یا تومان قیش می‌باشد. در کشتی گیله مردی (کشتی گیلان) شلواری به نام لاسپاره می‌پوشیدند.

ماهیگیران در هنگام صید از لباسی به نام فوکا استفاده می‌کنند. این پوشش سرهمی (کفش، شلوار و پیراهن)، از جنس لاستیک داخلی خودروهای سنگین است.

شال کمر: مردان استان گیلان بر روی شلوار و کمر خود شال می‌بستند و آن را «کمر دبد» می‌گفتند. عرض این شال ۳۰-۳۳ سانتی‌متر و طول آن ۲-۳ متر و به رنگ قهوه‌ای تیره یا سفید بوده است.

کت: مردان تالش از کتی به نام چوخا یا شکه که از شال دوخته می‌شد، استفاده می‌کردند. شکل این کت معمولی و دارای یقه برگردان است. مردان در شرق گیلان و نواحی جلگه‌ای، از پشمه چوخا از جنس شال، کت می‌دوختند.

پاپوش: چوموش که به فارسی چموش گفته می‌شود نوعی پای‌افزار از جنس چرم ساده است که کاملاً بومی بوده و بیشتر ساکنان مناطق کوهستانی گیلان از آن استفاده می‌کردند اما امروزه کاربرد خود را از دست داده است. از امتیازهای این پای‌افزار، سبکی و یکپارچگی آن است. دو نوع چموش وجود دارد. یک نوع آن که مخصوص شکار می‌باشد به «شکار چوموش» معروف است و با بند چرمی به پا بسته می‌شود. نوع دیگر آن فاقد بندهای چرمی است. در تالش دو نوع چموش دوخته می‌شد. نوع مرغوب آن «ختنی» و نوع نامرغوب آن که از پوست دباغی شده دوخته می‌شد، «مازرده» نام داشت. به مرور زمان که دوختن و استفاده از چموش از رونق افتاد، نوع دیگری که از لاستیک تهیه می‌شد به نام «رزین چموش» جای آن را گرفت. ساغری نوعی کفش چرمی بدون پشت و بی‌پاشنه است که روحانیون آن را می‌پوشیدند. ارسی نیز نوعی کفش چرمی پشت‌دار است. چاروق نیز کفش دوخته شده ساده و پشت‌دار از پوست الاغ، اسب یا گاومیش است. نوعی پاپوش بافته شده از نخ کتان یا کنف به نام گیوه وجود دارد که در تابستان استفاده می‌شود. پوتین گالش نوعی گالش است که رویه آن کوتاه است و از جنس چرمی و جلو بنددار است. مردان روستایی به هنگام کار در مزارع یا جنگل، از چکمه پلاستیکی استفاده می‌کنند. چوکوتور (چیکتور) پوشش مورد استفاده به هنگام حرکت روی برف بوده است که زیر چموش می‌بستند. چیک یا چوک به معنای پنجه و تور به معنای بافته می‌باشد. کفش چوبی یا کتله (دمپایی محلی) نوعی پاپوش بوده است که از چوب ساخته می‌شد و دارای دو نوع بود. یک نوع آن دارای یک تسمه کلفت بود که انگشت بزرگ پا داخل آن قرار می‌گرفت. از این پاپوش برای طی راه‌های کوتاه و در حمام‌های عمومی استفاده می‌شد.